مرتضى مطهرى
795
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
« شدن » عبارت است از وجود تدريجى و سيّال . وجود تدريجى داراى يك نوع كشش و امتداد است در طول زمان ؛ و به عبارت دقيقتر زمان از نوع خاص كشش و امتداد كه از خروج تدريجى اشياء از قوه به فعل پديد مىآيد صورت مىپذيرد و از همين نظر ذهن مىتواند آن را به اجزائى و مراتبى كه آن مراتب و اجزاء نسبت به يكديگر تقدم و تأخر و قوه و فعليت دارند و هيچگونه معيّتى با هم ندارند تجزيه كند . اين اجزاء و مراتب چون معيّت ندارند فاقد يكديگرند . دربارهء هر يك از اجزاء ، اين معنى صادق است كه در مرتبهء ديگرى نيست - و به تعبيرى كه ديالكتيسينها را خوش آيد « نه ديگرى » است - و قهراً در مورد هر جزئى عدم جزء ديگر صادق است . به عبارت ديگر در مرتبهء جزء قبلى جزء بعدى وجود ندارد بلكه معدوم است يعنى عدم آن ثابت است - و باز به عبارتى كه ديالكتيسينها را خوش آيد « جزء بعدى نفى جزء قبلى است » - و در مرتبهء جزء بعدى جزء قبلى وجود ندارد بلكه عدم آن ثابت است . از طرف ديگر مىدانيم مراتب و اجزائى كه در يك « ممتد » اعتبار مىشود محدود نيست و قابليت تجزيه به يك حدّ معين متوقف نمىشود بلكه هر جزئى به نوبهء خود تجزيه مىشود به اجزائى كه بر هر يك از آن اجزاء عدم جزء پيش از آن و جزء بعد از آن صادق است و باز هر يك از آن اجزاء نيز به اجزاء كوچكتر و آن اجزاء كوچك تر به اجزاء كوچكتر قابل تجزيه است الى غير النّهايه ، و قهراً الى غير النّهايه مراتب اعتبار مىشود و هر مرتبهاى هم مصداق عدم مرتبهء قبل و مرتبهء بعد از خودش اعتبار مىشود و عدم و وجود آنچنان آميختگى پيدا مىكنند كه قابل تفكيك و جدايى از يكديگر نمىباشند « 1 » . از آنچه گفته شد معلوم شد كه عدم به اعتبار اصلى كه همان نفى و سلب است هيچگونه اعتبار خارجيت و واقعيت ندارد تا فرض اتحاد و اجتماع با وجودى از وجودات در آن بشود ، و به اعتبار ثانوى خارجيت و واقعيت براى آن اعتبار مىشود و از اين نظر است كه دربارهاش ظرف زمان و ظرف مكان اعتبار مىشود و هم به اين اعتبار است كه طرف نسبتهايى واقع مىگردد ؛ و معلوم شد كه عدم به اعتبار دوم ، واقعيتش اعتبارى است نه حقيقى ، از اين رو به هيچ وجه قابل مقايسه با وجود نيست ؛